رضا رشیدپور 6 سال از زندگی‌اش را فدای اجرا کرد. من مدرک مهندسی، خلبانی و توانایی‌های دیگرم را گذاشتم کنار، آمدم به رسانه. بعد از رسانه هم آمدم بیرون. ببینید چه وزن سنگینی را تحمل کردم.


 این گفت‌وگو بین دو مجری است. یکی مجری جوان و خوش آتیه محمد هیراد حاتمی و دیگری با مردی با تجربه که سبکی خاص را به نام خود ثبت کرد. رشیدپور که این روزها با عینک آفتابی در شبکه نسیم به سیما بازگشت، بی‌رودربایستی به سؤالات همکار خود جواب داد. از غیبت چندین ساله‌اش گفت و از ترفند کهنه مشهور شدن آن هم با عبور از خط قرمزها و البته از صداقتش در قبال مردم.


*شما مدت‌ها چهره محبوب تلویزیونی بودید، به عنوان یک فرد معترض از تلویزیون، می‌‌خواهم بدانم بعد از چند سال، با چه چهره‌ای به صدا و سیما برگشتید؟ همان چهره معترض؟

من فکر می‌کنم آن موقع شنا کردن خلاف جریان آب نبود. جامعه این چهره اعتراضی را داشت و طبیعتا من هم این طور دیده شدم؛ اما در حال حاضر فکر می‌کنم ما به یک دوران آرامش نیاز داریم به خصوص آرامش فکری. خودم هم سعی می‌‌کنم در این دوران آدم آرامی باشم تا ببینم اتفاقات جدید چطور رقم می‌خورد و چه پیش می‌آید!


*رسیدن به این نگاه به سن و سال مربوط نیست؟

صددرصد مربوط است. آدم یک سنی را که رد می‌کند کمی ابعاد و معادلات برایش عوض می‌شود.


*این مدتی که از تلویزیون دور بودی چقدر اذیت شدی؟ در فضای مجازی کلیپ‌هایی از شما دیده می‌شد؛ به عنوان مثال کلیپ «مهندس بیکار». می‌خواستی حرفت را بزنی و بگویی من برمی‌گردم و به کارم ادامه خواهم داد و اینطور هم شد...

ممنون که این سؤال را می‌پرسی. کاری که کردم برای شخص خودم نبود. اتفاقا من هیچ‌وقت یک مهندس بیکار نبودم. ببخشید که پز می‌دهم اما من 3، 4 مدرک تحصیلی دارم و هیچ‌وقت هم بیکار نبودم اما آن موقع احساس کردم مردم کمی به همدلی نیاز دارند. یک ذره به کسی که دردشان را بفهمد نیاز دارند. رشیدی‌پوری که زمانی برنامه زنده داشت و برنامه‌اش می‌تاخت الان نشسته گوشه خانه‌اش اما دلیل ندارد که همه چیز را ول کند و برود و دربه‌در این کشور و آن کشور شود. در کشور خودش می‌ماند تا زمانی که شرایطش فراهم شود و دوباره بتواند کار کند.


*در یکی از ویدئوها شما خطاب به آقای ضرغامی گفتید خبر دارید شبکه‌هایی که تاسیس می‌‌کنید تعداد کارمندهایش از بیننده‌های آن بیشتر است. در حال حاضر شبکه نسیم هم به موازات همان شبکه‌ها تاسیس شده است. خودت با این قصه موافقی یا نه؟ وقتی در نسیم برنامه تولید می‌کنی همان قدر برایت اهمیت دارد که در شبکه 5 و 3 مهم بود؟


من جانب حق را باید بگیرم. هیچ‌وقت فک نمی‌کردم واکنش خود آقای ضرغامی به چنین ویدئویی همراه با صبر باشد. چند وقت پیش در یک مجلس ختمی از نقدی که من به ایشان وارد کردم تعریف کرد و به من گفت از این کارت خوشم آمد. خیلی برایم جالب بود چون نقد من خیلی نقد تندی بود، به اسم بود. رو در رو و تند بود، منتها با رعایت احترام. همیشه تاکید کردم که در نقد احترام را رعایت کنید. در حال حاضر شبکه نسیم دو ویژگی دارد؛ یکی اینکه کارمندان آن از بینندگانش بیشتر نیست. به شوخی بگویم شاید برابر باشند. اما واقع‌بینانه شاید نه. برنامه‌ای است که خیلی بیننده دارد. حتی بعضی مواقع از شبکه‌های 5 و 2 و 3 بیشتر مخاطب دارد. من یک مسابقه در برنامه اعلام کردم. وقتی میل باکس را چک کردم صادقانه فکر می‌کردم سه چهار نفر برای جواب «چه کسی شبیه چه کسی است؟» ایمیل بفرستد. از آلمان و انگلیس هم برایمان عکس فرستاده بودند. جالب بود برایم که اگر در هر شرایطی با مردم صادقانه حرف بزنی و ببینند تلاش می‌کنی، توجه نشان می‌‌دهند و تو را می‌بینند.


*مردم رضا رشیدپور را می‌بیند یا شبکه نسیم را؟


نسیم را. رضا رشیدپور که کسی نیست. بالاخره باید بستری به نام نسیم وجود داشته باشد که رضا رشیدپور دیده شود. اگر رضا رشیدپور فردا می‌توانست کار انجام دهد در فضای مجازی انجام می‌داد. ما نباید با حب و بغض سیاسی رسانه را تحقیر کنیم. رسانه، رسانه است. رسانه بستر مناسبی است. ما باید بستر را باور کنیم تا بیننده بیشتری جذب کنیم نه این که بگویم نسیم که جایی نیست. اینطور نیست. رسانه ارزش بالایی دارد. خیلی‌ها زحمت می‌کشند، مدیریت می‌کنند، برنامه‌ریزی می‌کنند حالا چقدر موفق‌اند یا ناموفق‌اند کاری ندارم. تحقیرشان نکنیم.


*خب ذهنیتی وجود دارد که شما به خاطر پا گذاشتن روی یک سری خط قرمزها از تلویزیون جدا شدید. الان در نسیم این خط قرمزها همچنان پابرجاست. شما همچنان به آنها متعهد هستید، یا توانستید از آنها بگذرید؟


من امانتدارم. من هم در زندگی شخصی، هم در زندگی کاری‌ام وقتی وارد جایی می‌شوم مقرراتی را رعایت می‌کنم. یا وارد نمی‌شوم، یا اگر شدم آن شخص به من اعتماد کرده است. در حال حاضر مدیر شبکه نسیم به من اعتماد کرده، پس نمی‌توانم زیرزیرکی و یواشکی کارهایی انجام دهم که اعتماد آن‌ها خدشه‌دار شود. انسان باید قدر انسانیت را بداند و مورد اعتماد قرار بگیرد. اما اینکه چقدر از خط قرمزها عبور خواهم کرد؟ فکر می‌کنم در این پنج شش سال خدا را شکر خط قرمزها هم خیلی جابه‌جا شده است. وضعیت تلویزیون در این سه ماهی که من برای آن برنامه ساختم خیلی متفاوت است. البته هنوز هم سلیقه‌ ای هست، اما نسبت به سال‌های قبل فضا خیلی بهتر شده است.


 *مورد آقای درویش برای خود شما هم پیش آمد، درست است؟

بله. من خیلی ناراحت شدم. خیلی کم گفته‌ام پدر من شهید شده‌اند. چون نمی‌خواهم خدای ناکرده از مقام پدرم سوءاستفاده کرده باشم. آقای درویش داشتند مثل یک پدیده زشت با شهید رفتار می‌کردند. من که برادر شهید نیستم چرا به من... گفتم بابا. خیلی هم کلاهت را بینداز بالا که برادر شهیدی. شما تصور کنید چند میلیون خانواده شهید آن لحظه از اینکه آدم محبوبی مثل احمدرضا درویش سعی می‌کند انکار کند که برادر شهید است، ناراحت می‌شوند. در  آن لحظه، در آن 3-4 ثانیه همه این احساسات در من فرو ریخت، چون بعد آن صحبت‌ها می‌خواستم مطالب دیگری را بگویم که آقای درویش در را روی همه آن مطالب بست. البته الان 6-7 سال از آن ماجرا می‌گذرد. آن موقع در روزنامه‌ای تیتر زدند حریم خصوصی چیست؟


*یک نکته هم وجود دارد. یکسری خط قرمز وجود دارد. بعضی‌ها هم دوست دارند به آنها بتازند که معروف شوند و اسم‌شان سرزبان‌ها بیفتد...


ما قرار نیست از خط قرمزها عبور کنیم که معروف شویم. قرار است با خط قرمزها چالش درست کنیم به نفع افکار عمومی. زمانی که من با دکتر جاسبی بحث خیلی داغی داشتم در شبکه 5 و آقای دکتر عرق کرده بود موقع جواب دادن. آن چالش با خط قرمز به نفع افکار عمومی بود. میلیون‌ها دانشجو تماشا می‌کردند که این سؤال را پرسیدم اما الان واقعا خیلی از مجری‌های جوان فکر می‌کنند این طور می‌شوند فرزاد حسنی و رضا رشیدپور. خب نمی‌شود. رضا رشیدپور 6 سال از زندگی‌اش را فدای اجرا کرد. من مدرک مهندسی، خلبانی و توانایی‌های دیگرم را گذاشتم کنار، آمدم به رسانه. بعد از رسانه هم آمدم بیرون. ببینید چه وزن سنگینی را تحمل کردم. 6 سال از بهترین سال‌های جوانی‌ام را فدای این کار کردم. حالا در مقابل کسانی که کارهای بزرگی کردند مثل جانبازان و آزاده‌ها که صحبتی ندارم. اما خب من هم اندازه توان خودم سعی کردم برای کشورم یک قدم کوچک بردارم. لزومی ندارد ما خط قرمزها را بشکنیم. در همه کشورها یکسری چیزها جزو خطوط امنیت ملی حساب می‌شوند و کسی به آنها ورود نمی‌‌کند. حالا ما بخواهیم آنها را بشکنیم به بهانه اینکه معروف و محبوب شویم قطعا معروف خواهیم شد، ولی مردم ما خیلی باهوش‌تر از این هستند که محبوب شویم.


*البته این سوالات جزو خط قرمز نیست، درست است؟

بله. آن موقع یک روزنامه تیتر زد حریم خصوصی چیست؟ ما بدیهی‌ترین تعریفی که به دست آوردیم این بود که روابط نسبتی جزو حریم خصوصی نیستند؛ روابط سببی جزو حریم خصوصی‌اند. همسر جزو حریم خصوصی محسوب می‌شود اما برادر جزو حریم خصوصی نیست.


*مرز بی‌احترامی و حاضر جوابی چقدر است؟

خیلی به هم نزدیک است. حتی شاید در بعضی مواقع رضا رشید‌پور و فرزاد حسنی هم اشتباهاتی داشته باشند به خاطر سن و سالشان، حتما مبرا از این قضیه نیستیم. اما الان طرف بی‌احترامی بیشتر دیده می‌شود. همه همدیگر را به اسم کوچک صدا می‌زنند. بی‌خودی با مهمان شوخی می‌کنند. خب این اتفاقات در یک دوره‌ای مد بود اما درست از آن استفاده می‌شد، نه به عنوان یک ابزار، به عنوان یک پله از مسیر، به عنوان یک ایستگاه استفاده می‌شدند به عنوان یک آچار فرانسه.


*در این سال‌ها کسی را دیده‌اید که اطلاعات کافی مجری‌گری داشته باشد؟

به نکته خیلی خوبی اشاره کردی، زمانی که مهمان روبه‌رویت احساس می‌کند خودت تا ته ماجرا به موضوع مورد بحث مسلطی، با احتیاط بیشتری صحبت می‌کند. جواب‌های سنجیده‌تری می‌دهد، وقتی که طرف مقابل هر چه بگوید و مجری سرش را تکان دهد، گفت‌وگو جذاب نمی‌شود؛ حتی اگر وسط گفت‌وگو یک بی‌احترامی هم بکنی، شاید معروف شوی اما گفت‌وگو، گفت‌وگوی جذاب و به دردبخوری نخواهد شد.


*سازش تو با صداوسیما چطور است؟

الان زمان، زمان همدلی است. ما باید به سمت آشتی پیش برویم. بی‌نظمی و تنش‌های بیخودی ایجاد کردن جز اینکه هر روز مردم را ناامیدتر کند هیچ فایده‌ای ندارد. من به این نتیجه رسیده‌ام که باید برویم به سمت آشتی؛ که باید کوتاه بیاییم تا به یک فضای همدلانه‌تر برسیم. برای مردم مهم نیست رشیدپور چه کار کرد، فرزاد حسنی چطور. مردم در خانه‌شان می‌خواهند به آرامش برسند. چند درصد مردم دغدغه‌شان این است که رضا رشیدپور آستین کوتاه می‌پوشد یا شلوار جین. وقتی به من می‌گویند روبه‌روی دوربین آستین کوتاه نپوش، خب می‌گویم چشم نمی‌پوشم. حالا من به بهانه آستین کوتاه داد و بیداد راه بیندازم! واقعا چقدر مهم است؟ واقعیت این است که هم سازمان خوب من را می‌شناسد هم من خوب سازمان را. به همین دلیل است که با هم داریم کار می‌کنیم.


*یعنی مرزهای سازمان مشخص است؟


بله. کاملا. من تا آخر عمرم، به هر دلیلی، به هر بهانه‌ای، چیزی جز راست به مردم نمی‌‌گویم. شاید مجبور شوم یک جاهایی خیلی از حرف‌هایی را نزنم اما اگر حرفی بزنم حتما به آن معتقدم و راست می‌گویم.


*اتفاق مورد علاقه خودت چیست؟ دوست داری مشغول همین آیتم‌سازی و شبکه نسیم باشی؛ یا دوست داری شب شیشه‌ای و فضای آن موقع را تجربه کنی؟


نه؛ اصلا فضای الان فضای گفت‌وگو نیست. تاکید می‌کنم الان مردم چالش و اصطکاک نمی‌خواهند، این حرف را آقای دکتر روحانی در یک جلسه‌ای گفتند، به نظرم حرف بسیار حکیمانه‌ای است. می‌گفتند هر کس هر کاری می‌تواند انجام دهد، مردم کمی آرام‌تر شوند. الان من بیایم، شب شیشه‌ای بسازم مردم دچار اضطراب عمومی می‌شوند. بعد از مدت‌ها انقباض افکار عمومی نیاز به تنفس افکار عمومی داریم. اتفاقا خیلی دوست دارم با یکسری بچه‌های جوان که با هزار امید و آرزو رفتند دانشگاه هنر، بازیگری خواندند کار کنم، یک ماه و نیم شدیدترین انتقادها را قبول کردم تا این بچه‌ها را نگه دارم.


*چرا؟

می‌گفتند چرا معروف نیستند؟ چرا بی‌مزه‌اند؟ چرا بی‌نمکند؟ بالاخره همیشه در معرفی چهره‌های جدید هجوم شدید افکار عمومی را داریم. من افتخار می‌کنم که از آبرو و اعتبار خودم مایه گذاشتم و توانستم این بچه‌ها را روی آنتن نگه دارم و الان بعد از دو ماه جهت فلش را عوض کرده‌اند و آرام آرام به سمت تشویق کردن رفته‌اند و خیلی هم راضی‌ام. از این برنامه طنز و آرامش که در کارمان وجود دارد راضی هستم.


*فکر نمی‌کنی مردم رضا رشیدپور را در قالب گفت‌وگوی شب شیشه‌ای بیشتر دوست داشتند؟

صددرصد، تخصصم آن کار است. اما حاضر هستم برای مدتی تخصصم را کنار بگذارم و بیایم در حوزه‌ای که نسبتا کار بلد هستم نه به اندازه گفت‌وگو البته اعتراف می‌‌کنم من برای ساختن برنامه چالشی گفت‌وگو محور کارم را خوب بلدم. اما در حوزه آیتم‌سازی نه. خیلی‌ها هستند که خیلی کار بلدترند؛ آقای مدیری، آقای عطاران، آقای داریوش کاردان. اما من هم نابلد نیستم و می‌توانم گلیم خودم را از آب بکشم بیرون. فکر کنم در این 40 برنامه هم آرام‌ آرام داریم گلیم‌مان را از آب می‌کشیم بیرون.


*البته راهت را همیشه آرام‌ آرام طی کرده‌ای. الان هم این انتظار به وجود می‌آید که چند وقت دیگر می‌آیی در شبکه خانگی و بعد هم رقیب مهران مدیری خواهی شد...

نه، من قبل از عید هم چند ساعتی به پشت صحنه شوخی کردم رفتم  و آقای مدیری را دیدم. حتی خیلی راجع به اینکه وقتی به تلویزیون بیایم چه اتفاقی خواهد افتاد صحبت کردیم و خیلی به هم انرژی دادیم. هم من خیلی از مهران انرژی گرفتم، هم سعی کردم خیلی به مهران انرژی بدهم که نهایتا هر دوی ما به فاصله ده روز برگشتیم تلویزیون. همان موقع هم به او گفتم من هیچ‌وقت رقیب نیستم چون شما کارت را خوب بلدی. اما مگر ما چند تا مهران مدیری داریم؟ نمی‌شود برای همه شبکه‌ها برنامه بسازد. من فکر کردم در شبکه نسیم می‌توانم از این مقدار توانایی‌ام استفاده کنم.


*فکر نمی‌کنی این ضعف تلویزیون ماست که باز برای دیده شدن باید برود سراغ رشیدپور و مدیری و عطاران و امثال آنها...

نه، ضعف تلویزیون ما این بود که شش سال این افراد را کنار گذاشت. همه دنیا نیروی رسانه‌ای پرورش می‌دهد، استفاده کردن از آن‌ها ضعف نیست، حسن است. ضعف در آن 6 سال است. منظورم رضا رشیدپور نیست، رضا عطاران است، چرا باید مهران مدیری را از دست بدهیم؟  به نظرم این از دست دادن‌ها ضعف بود.


*در حال حاضر ضریب دیدن تلویزیون در ایران خیلی پایین است. دلیل آن چیست؟

تماشای شبکه های تلویزیون ایران کم است. وگرنه ایرانی‌ها اتفاقا تلویزیون زیاد می‌بینند. برمی‌گردیم به همان ویدیو آقای ضرغامی. کار رسانه‌ای سلبی نیست؛ ما نمی‌توانیم چشم‌مان را ببندیم و بگوییم انشاءالله طوری نیست. مردم ماهواره‌ را تماشا می‌کنند. تا کی برخورد قهری می‌خواهد جواب بدهد!؟ ما آنقدر باید شبکه نسیم و شبکه‌های دیگر را تقویت کنیم که مردم دیگر سراغ کانال‌های ماهواره‌ای نروند.


*یک سازمان چاق و فربه سازماندهی شده است که ضریب رقابتش با دیگر شبکه‌ها پایین آمده. از اثرگذاری‌اش هم خواه‌ ناخواه کاسته شده؛ مثل نقدی که به اقتصاد است که همه بخش‌های آن دولتی است و رقابت در آن وجود ندارد...



چاق! چقدر لغت خوبی استفاده کردی. بله رسانه ما چاق است. رسانه‌های پیشتاز دنیا سی‌چهل نفره یک شبکه بین‌المللی را اداره می‌کنند. حالا سی چهل نفر نباشند حداکثر 200 نفرند. ما هر شبکه تلویزیونی‌مان هزاران نفر کارمند دارد. خب این شبکه تلویزیونی چاق است؛ آدم چاق تا بخواهد تکان بخورد، دنیا را آب می‌برد.


*لابد همه هم کپی‌برداری شده‌‌اند. یا نه موازی کاری هم داریم؟

بین شبکه‌های خودمان را می‌گویی یا بین رسانه و ماهواره را؟


*بین شبکه‌های داخلی ایران...

یک زمان طرح خوبی داشتیم هر چند که خیلی هم معترض داشتیم اما خب طرح تفکیک بین شبکه‌ای وجود داشت که این تهیه کننده شبکه 1 است و نباید شبکه 3 برنامه بسازد. به نظرم طرح هوشمندانه‌ای بود اما به خاطر فشارهای داخلی سازمان به نتیجه نرسید.


*البته شاید به خاطر کمبود نیرو هم بود. کسانی که در رادیو بودند حق نداشتند در تلویزیون برنامه بسازند.

بله. همین‌ها باعث شد یک نفر در 6 شبکه برنامه داشته باشد و یک نفر دیگر نمی‌تواند 6 جور برنامه بسازد. یک برنامه را در 6 شبکه می‌سازد؛ طبیعی است برنامه‌ها شبیه به هم خواهند شد. 10سال پیش آمدند گفتند شبکه 1 شبکه ملی، شبکه دو شبکه خانواده، شبکه سه شبکه جوان و... واقعا چقدر توانستیم موفق شویم،  فکر می‌کنم یکسری  همکاری نکردند؛ یکسری مدیران شبکه می‌گفتند چرا آن شبکه برنامه ورزشی پربیننده دارد من نداشته باشم؟ من هم باید برنامه 90 داشته باشم شبکه دو برای خودش برنامه ساخت، شبکه 3 برای خودش.


*چقدر امیدواری که این مشکلات برطرف شود چون هنوز هم تلویزیون بزرگترین رسانه ایران است.

و تاثیرگذار.... با تمام انتقاداتی که داریم تلویزیون رسانه تاثیرگذار است. باید قدرش را بدانیم. خواهشم این است که همه دوستانی که صاحب قلم‌های بانفوذند، صاحب هنرند، بیایند و کوتاه بیایند برویم به سمت تفاهم ما چاره‌ای جز این نداریم. اگر می‌خواهیم مهاجرت بیشتر از این شود می‌خواهیم به سمت نفاق برویم، مملکت را به خاک سیاه بنشاینم همین روش را ادامه بدهیم. اگر می‌خواهیم مردم به صحنه بیایند و همه با همدیگر یک اتفاق را رقم بزنیم همه مرزبندی‌ها را نه اینکه فراموش کنند... گفت که «می‌بخشم اما فراموش نمی‌کنم.»... ما هم می‌توانیم ببخشیم اما فراموش نکنیم. الان زمان همدلی است. حداقل چیزی که آدم‌ها می‌توانند داشته باشند و هیچ‌کس نمی‌تواند از ما بگیرد امید و خوش‌بینی است. من خیلی امیدوارم با نشاط هستم. معتقدم ده سال آینده دهه ایران است. اگر مردم عرصه را ترک نکنند و در چند انتخابات آینده هم شرکت کنند، آینده خیلی خوبی در انتظار ماست، صددرصد.



گردآوری:گروه فرهنگ وهنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع:مجله زندگی ایرانی


نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه