نسخه‌ای تازه از روایت دینی است که در آن نیکوکاری و عدالت از پیروی محض از قوانین مهم‌تر است...


پس از انتخاب فیلم «امروز» به عنوان نماینده سینمای ایران در اسکار 2015، «جاناتان رزنبام» یادداشتی بر این فیلم نوشته است و در آن به ستایش این ساخته سید رضا میرکریمی پرداخته است.

 این منتقد صاحب نام آمریکایی در یادداشتی که با عنوان «سینمای ایران امروز» در وب‌سایت شخصی خود نوشته، آورده است: «اولین فیلم بلند سیدرضا میرکریمی با عنوان «کودک و سرباز» (2000) را دیده‌ام و آن در فهرست 1000 فیلم برتر خودم و بخش ضمیمه مجموعه (Essential Cinema) در سال 2004 قرار داده‌ام. «فرد کمپر» نیز نقد خود بر فیلم «زیر نور ماه» دومین ساخته بلند رضا میرکریمی را اینگونه آغاز می‌کند که نسخه‌ای تازه از روایت دینی است که در آن نیکوکاری و عدالت از پیروی محض از قوانین مهم‌تر است و حالا که فیلم جدیدش «امروز» نماینده سینمای ایران در اسکار 2015 را دیدم به این نتیجه رسیدم که این کارگردان مشخصا ویژگی‌های یک استاد را داراست".

بخشی از استادی میرکریمی به علاوه تیم بازیگران قابل ملاحظه و میزانسن فوق العاده آن در فیلم «امروز» مربوط به مسائلی می‌شود که کارگردان تصمیم گرفته آنها را در فیلم نشان ندهد و یا درباره آنها صحبتی نکند.»

«رزنبام» در ادامه می‌نویسد: «در صحنه آغازین فیلم مردی را در روی صندلی عقب تاکسی می‌بینیم که در حال صحبت کردن با موبایل و در مسیر حرکت به سوی دادگاه است و مخاطب در نظر اول، او را نقش اصلی قلمداد می‌کند اما در واقع نقش محوری داستان راننده تاکسی است که تصویر آن را نمی‌بینیم و تنها به مسافر تاکسی می‌گوید که او را جلوتر می‌برد.

این راننده تاکسی شخصیتی کم حرف دارد که اغلب از برقراری مکالمه با دیگران اجتناب می‌کند و حتی به پرسش‌ها نیز پاسخ نمی‌دهد که مخاطب این موضوع را زمانی متوجه می‌شود که وی مسافر بعدی‌اش یعنی یک زن باردار و بیچاره را سوار می‌کند و درگیری او با داستان این زن و سرنوشتش چیزی است که در ادامه تا پایان داستان در قاب تصویر می‌بینیم.

عنوان فیلم هم کنایه آمیز و هم مناسب به نظر می‌رسد. کنایه آمیز از جهت که سطح اتفاق‌های داستان (عمدتا رویدادهای روزمره در یک بیمارستان با امکانات کم) یادآور نئورئالیسم بیش از نیم قرن ایتالیاست و مناسب از این جهت که تمام آنچه درباره این راننده تاکسی که پرسنل بیمارستان او را شوهر زن می‌دانند بر مخاطب پوشیده است، به اهمیت تمام آن چیزهایی است که درباره او‌، بیمارستان و زن در فیلم می‌بینیم‌؛ در واقع ناآگاهی، مخاطب را مجبور می‌کند تا با هوشیاری تصمیم بگیرد چه چیزی مهم و چه چیزی مهم نیست.

سیر حرکتی فیلمنامه و پایان‌بندی داستان به نوعی یادآور شاهکار «خشت و آینه» ساخته ابراهیم گلستان کارگردان موج نوی ایرانی است که قهرمان داستان آن ن��ز یک راننده تاکسی جوان‌تر است که اطلاعات بیشتری درباره او در فیلمی ارائه می‌شود. عنوان فیلم ابراهیم گلستان برگرفته از سروده سعدی شاعر کلاسیک ایرانی است:"آنچه در آینه جوان ببیند‌؛ پیر درخشت خام ببیند" و این سروده را می‌توان به راننده تاکسی در فیلم میرکریمی و گلستان مرتبط دانست‌، اما زیبایی فیلم «امروز» و چالش اخلاقی اصلی در دنیای امروز در چگونگی برخورد با نادانی و عدم ‌آگاهی است.»


گردآوری : گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه