نوشته‌هایی با برچسب "آزمون تلخ زنده بگوری"

 چه بی تابانه می خواهمت،ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری! چه بی تابانه می خواهمت،ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری!

کوه ها در فاصله سردند!. چه بی تابانه می خواهمت. ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری!. چه بی تابانه تو را طلب می کنم!. بر پشت سمندی. گویی. نوزین. که قرارش نیست. و فاصله. تجربه یی بیهوده است. بوی پیرهنت. این جا و اکنون. کوه ها در فاصله. سردند!. دست. در کوچه و بستر. حضور مأنوس دست تو را می جوید . و به راه اندیشیدن. یاس را. رج می زند. بی نجوای انگشتانت. فقط. و جهان از هر سلامی خالی است. !. رویای من. بر شانه‌ی ِ من کبوتریست که از دهان ِ تو آب می‌خورد. بر شانه‌ی ِ من کبوتریست که گلوی ِ مرا تازه می‌کند. بر شانه‌ی ِ من کبوتریست باوقار و خوب. که با من از روشن

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه