نوشته‌هایی با برچسب "کافه نادری"

كافه نادری كافه نادری

میخواستم بنشینم گوشه!. آن گوشهء گوشه ! که میشد از آن سه کنجی همه را بدون اینکه توجه کسی را جلب کنی به راحتی ببینی . از در که وارد شدم اول از پنجره روبرویی که کمی پرده اش کنار رفته بود حیاط را دیدم . انگار میتوانستم با چند قدم بلند از بین میز و صندلی ها و یک پرش بلند از لای پنجره به بیرون ؛ به صــد سال قبل قــدم بردارم . نگاهی به اطراف انداختم ؛ متوجه شدم که بر خلاف همیشه آن گوشهء گوشه کسی نــنشسته . همیشه وسط می نشستم ؛ یا کنار پنجره . این بار آن گوشهء گوشه را میخواستم . آرام آرام به سمت میز گرد گوشه ای حرکت کردم ؛ گارسون آشنایی که مرا می ش

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه